
ولادت امام رضا علیه السلام / طلوع خورشید خراسان
هنوز داغ شهادت امام صادق علیه السلام از قلب مالامال از اندوه فرزندش امام کاظم علیه السلام رخت برنبسته و لباس عزا بر تن شیعیان ایشان دیده می شود. مدینه نیز در غم ازدست دادن رهبر و امامی چون صادق آل محمد، از آسمان خجل است و خورشید و ماه و ستارگان نیز حال طلوع ندارند. از 25 شوال تا 11 ذیقعه، لبخندی بر لبان هیچ یک دیده نشده
است. تا روز یازدهم ذیقعده که خورشید، طلوع متفاوتی داشت و مدینه و اهلش را باپرتوافشانی خویش، از تولد کودکی در خانه امام کاظم علیه السلام باخبر کرد. آری، تولد این کودک که او را علی نام نهادند، مرهمی بر قلب داغدیده هستی بود.
آشناى غريبان
چـشـمـه هـاى خـروشان تو را مى شناسند
مـوج هـاى پـريشـان تـو را مى شنـاسند
پـرسش تـشنـگـى را تـو آبـى ، جوابـى
ريـگ هـاى بيابـان تـو را مى شنـاسـند
نام تو رخصت رويـش اسـت و طــراوت
زين سـبـب بـرگ و باران تو را مى شناسند
از نشـابـور بـر مـوجـى از ( لا ) گذشتى
اى كه امواج تـوفـان تـو را مى شنــاسـند
اينك اى خوب! فصـل غـريـبـى سـر آمـد
چـون تمـام غـريـبـان تـو را مى شنـاسند
كاش من هم عـبور تــو را ديــده بــودم
كـوچـه هـاى خـراسـان تو را مى شنـاسند (قیصر)
من آمده ام و بر ضريح چشمانت دخيل بستم و تا سرزمين اجابت پر گستردم. دستهايم را بر پنجره هاى
مهربانيت گره زدم. تو بودى و من در ازدحام حرفهاى ناگفته گم شدم. همچون غبارى در مسير نسيم گم
گشتم تا مرا راهى به حريم حرم باشد .. تا در مسير رد پاى زائرانت عاشق شدن را تجربه كنم .. دوست
دارم نجواى شاعرانه با تو را .. همچون نغمه هاى كبوتران بر گلدسته هاى نور و روشنى. من ميهمان
نگاه توام. دستهايم را به آسمان مى رسانم و در اوج با تو پرواز خواهم كرد و جرعه جرعه از دستان تو
خواهم نوشيد ..
مرا درياب يا ضامن آهو